خانه خبر یک چشم‌انداز روابط مسکو – واشنگتن در دوره بایدن

چشم‌انداز روابط مسکو – واشنگتن در دوره بایدن

دیدبان روسیه: یک ماه از آغاز رسمی ریاست‌جمهوری بایدن می‌گذرد و همچنان این پرسش وجود دارد که آینده روابط روسیه و آمریکا در دوران چهل و ششمین رئیس‌جمهور ایالات‌متحده به کدام سو پیش خواهد رفت؟

در این میان کرملین از یک‌سو معتقد است که روابط میان مسکو و واشنگتن طی سال‌های اخیر به‌قدری بد شده است که ظرفیت بدتر شدن را ندارد؛ ازاین‌رو بر این باور است که سناریوی بدتری پیش‌روی روسیه و آمریکا قرار ندارد. بااین‌وجود، برخی نیز همچون آندری کورتونوف، مدیرکل شورای امور بین‌الملل روسیه بر این باور هستند که حتی اگر روابط دوجانبه در نقطه بسیار پایینی هم قرار داشته باشد، این امکان وجود دارد که فرود بیشتری را نیز تجربه کند. دیدگاهی که به نظر می‌رسد به‌واسطه اعمال تحریم‌های جدید از سوی آمریکا و تلاش برای منزوی کردن روسیه در نظم بین‌المللی می‌تواند تحقق پیدا کند.

اگرچه روابط میان کرملین و کاخ سفید همواره شاهد «همکاری» در حوزه‌هایی نظیر حوزه فناوری، فضایی و قطب شمال و… بوده است، اما درمجموع این تعاملات دوجانبه، با کلیدواژه «رقابت» تعریف می‌شده است. در این زمان، ازآنجایی‌که سیاست خارجی هر دو کشور بر اساس واقع‌گرایی و مبتنی بر عمل‌گرایی است، هر دو طرف منافع حداکثری را در بازی با «حاصل جمع غیر صفر» دنبال می‌کنند. بااین‌حال بدیهی است در شرایطی که رقابت بر همکاری در روابط دو کشور سایه افکنده باشد، هرکدام سعی می‌کنند تا از دیگری پیشی بگیرند. در این وضعیت روابط دوجانبه آن‌ها به قعر خویش نزدیک می‌شود؛ اما گام بدتری نیز وجود دارد؛ یعنی هنگامی‌که تاختن‌ها تا حدی پیش برود که کلیدواژه رقابت به «دشمنی» گذار کند؛ موضوعی که به نظر می‌رسد دولت بایدن بر اساس این مفهوم، روابط خود را با مسکو تعریف کرده است.

اکنون سه سناریو پیش‌ روی روابط روسیه و آمریکا قرار داد: نخست آنکه همچون گذشته زیر سایه رقابت ادامه یابد؛ دوم اینکه گفتمان همکاری میان آن‌ها پررنگ‌تر شود؛ و سوم اینکه مفهوم دشمنی بر این روابط سیطره یابد. در این میان متغیر‌های گوناگونی نیز وجود دارند که بر این روند تأثیرگذار هستند. صحبت‌های بایدن طی ماه‌های اخیر و به‌ویژه جمعه گذشته (۱۹ فوریه) در اجلاس مجازی مونیخ، نشان می‌دهد که واشنگتن درصدد آن است که موقعیت خویش در نظام بین‌الملل را پررنگ‌تر کند و از همین رو می‌کوشد تا جریان‌ساز بحران‌ها و پرونده‌های منطقه‌ای و فرا منطقه‌ای باشد تا به دنبال آن جایگاه خود در نظم جهانی را در دوران پسا‌ترامپ، به‌روزهای پیش از ۲۰۱۶ بازگرداند.

طبیعتاً برای رسیدن به این هدف از ابزارهای مختلفی بهره می‌گیرد؛ ازجمله اینکه بار دیگر بر تعمیق روابط خود با اتحادیه اروپا تأکید می‌کند که ظهور اصطکاک در روابط کشورهای اروپایی با روسیه طی دو ماه اخیر را می‌توان در همین رویکرد جستجو کرد. از سوی دیگر همان‌طور که در صحبت‌های بایدن در اجلاس مجازی مونیخ مشخص بود، کاخ سفید برخلاف دوران ترامپ به دنبال تحکیم‌ هرچه بیشتر ناتو است. نگرشی که تنها به دنبال استحکام ائتلاف نظامی یوروآتلانتیک برای مهار نظامی روسیه در کره زمین نیست و به نظر می‌رسد این تقابل در این دوران در فضای بیرونی زمین نیز به منصه ظهور برسد. طبیعتاً در این شرایط موضوعاتی چون پرونده هسته‌ای ایران، مذاکرات سوریه، بحث کریمه، انتخابات بلاروس و قضیه آلکسی ناوالنی ازجمله اهرم‌هایی است که آمریکا می‌کوشد تا در راستای منافع خود از آن بهره‌برداری کند تا بیشترین منافع را در این بازی از آن خود کند.

پوشیده نیست که طرفین روابطی مبتنی بر یک جنگ سرد دوباره را دنبال نمی‌کنند که در یک بازی با حاصل جمع صفر، برد یکی به معنای باخت و فروپاشی دیگری باشد؛ از همین رو به‌عنوان‌مثال ما در همین نخستین روزهای شروع به کار دولت بایدن، شاهد امضای توافق‌نامه «استارت نو» بودیم که به‌موجب آن برای پنج سال، اقدامات کاهش و محدودیت بیشتر سلاح‌های تهاجمی استراتژیک میان مسکو و واشنگتن پیش‌بینی‌گردیده و تمدید شد؛ اما برای دستیابی به حداکثرها بیشترین تلاش خود را می‌کنند. گزینه مطلوب روسیه در این شرایط کاهش اصطکاک و همکاری زیر سایه رقابت است (سناریو دو)؛ اما از سوی دیگر به نظر می‌رسد هنگامی‌که کاخ سفید در کنار رقابت همه تلاش خویش را برای انزوای روسیه باوجود ساختار چندجانبه‌گرایی در نظم جهانی انجام می‌دهد، فاصله چندانی تا آشکار شدن سناریو سوم و آغاز مفهوم دشمنی وجود ندارد.

اکنون روابط روسیه و آمریکا در یک شرایط دشوار قرار گرفته است، شرایطی که برون‌رفت از آن نیازمند مذاکرات طولانی و بلندمدت است تا توسعه در سپهر روابط آن‌ها شکل بگیرد. در این میان به نظر می‌رسد که مسکو از اراده سیاسی برای بازیابی تدریجی روابط برخوردار است و تلاش می‌کند تا در بستر گفتگوهای چندجانبه برای حل بحران‌هایی نظیر پرونده هسته‌ای ایران، کره شمالی، سوریه و لیبی این هدف را دنبال کند؛ اما در سوی دیگر ایالات‌متحده در دوران بایدن مسیر سختی را در رابطه با روسیه ترسیم کرده که نگرانی‌های مسکو را به وجود آورده است. دخالت کاخ سفید در امور داخلی روسیه طی یک ماه گذشته در موضوع آلکسی ناوالنی نشان داد که دولت بایدن برای کسب منافع حداکثری در نظم جهانی از ابزار دموکراسی و حقوق بشر مبتنی بر منافع خود بهره‌ خواهد برد و این موضوعی است که می‌تواند اصطکاک بیشتری در روابط دو کشور ایجاد کند؛ چراکه روسیه معتقد است که غرب یک تعریف دوسویه و متناقض از مفاهیم انتزاعی نظیر آزادی، حقوق بشر و دموکراسی ارائه می‌کند.

بااین‌حال به نظر می‌رسد که هنوز وقت کافی برای کاهش نگرانی‌ها در روابط روسیه و آمریکا وجود دارد؛ اکنون توپ در زمین واشنگتن است؛ کرملین درعین‌حال که معتقد است شرایط از این بدتر نمی‌شود، اما آمادگی خود برای همکاری را نیز اعلام کرده و توپ را در زمین کاخ سفید انداخته است. اکنون این واشنگتن است که باید تصمیم بگیرد که سپهر روابط در مسیر تیرگی گام بردارد و یا روشنایی.

نویسنده: احمد وخشیته، استاد گروه روابط بین‌الملل دانشگاه ملی اوراسیا

منبع: شورای راهبردی روابط خارجی

 

بیشتر بخوانید:

مسیر پر پیچ و خم مسکو و اتحادیه اروپا

دو راهی در روابط روسیه و آمریکا: رقابت یا دشمنی؟

آیا دموکرات‌ها عربستان را در مسیر روسیه قرار می‌دهند؟

 

 

آخرین اخبار و رویدادهای روسیه را در سایت دیدبان روسیه بخوانید!

دیدگاه خود را بنویسید

Please enter your comment!
Please enter your name here