دیدبان روسیه: پس از آنکه ترکیه سامانه اس۴۰۰ را از روسیه خریداری کرد و رجب طیب اردوغان در سفر به مسکو و دیدار با ولادیمیر پوتین در نمایشگاه هوایی ماکس سخن از خرید سوخو۳۵ و سوخو۵۷ در برابر جنگنده اف۳۵ آمریکا به میان آورد، شاید بسیار دور از ذهن بود که کمتر از شش ماه، آنکارا به دنبال اختلاف تاکتیکی با روسیه در سوریه نگاهش به سمت آمریکا و ناتو چرخش داشته باشد؛ چرخشی که البته در نهایت به نظر می‌رسد با نرمش بار دیگر به کرملین ختم می‌شود.

♦ ترکیه و موازنه قدرت میان کرملین و کاخ سفید

بدون شک جغرافیا و قدرت در نظام بین‌الملل همواره با یکدیگر آمیخته شده‌اند و از همین رو است که در ساده‌ترین شکل آن ایجاد یک پایگاه نظامی در یک منطقه و حتی یک پیش‌روی ساده نیز می‌تواند زمینه‌ساز یک دگرگونی ژئوپلتیکی در یک منطقه باشد که تاثیرات فرامنطقه‌ای نیز ممکن است در بر داشته باشد. از همین رو هنگامی که رئالیست‌ها سخن از موازنه قدرت به میان می‌آورند، مقصودشان رهیافتی است که به موجب آن استراتژی‌های بلند مدت شکل می‌گیرد.

با شکل‌گیری بحران سوریه در سال ۲۰۱۲، ترکیه به عنوان بازیگر نزدیک به ایالات متحده در منطقه طبیعتا رویکردی تقابلی با دمشق اتخاذ کرد؛ اما با کمرنگ شدن نقش آمریکا در سوریه پس از سال ۲۰۱۷، آنکارا دریافت که اگر به دنبال کسب برتری در منطقه است، باید به سوی مسکو نزدیک شود و این نزدیکی تا بدان‌جا پیش رفت که از یک سو اس۴۰۰ جایگزین پاتریوت شد و از سوی دیگر خط لوله ترک استریم میان دو کشور به بهره‌برداری رسید؛ تا جایی که سخن از تحریم‌های کاخ سفید علیه آنکارا به میان آمد.

♦ سرگیجه‌ی ترکیه میان مسکو و واشنگتن

حال پرسش اینجاست که چه می‌شود که ترکیه‌ی اردوغان به یکباره زیر قول و قرارهای خود با پوتین در نشست سوچی می‌زند و از آمریکا و ناتو درخواست می‌کند که برای حل بحران ادلب وارد این پرونده شوند؟

واقعگرایان بر این باور هستند بازیگرانی که روند قدرت‌یابی آنها تحت تاثیر همکاری‌های بین‌المللی قرار دارد، پس از مدتی تلاش می‌کنند که به قدرت هژمونیک منطقه تبدیل شوند و از همین رو است که ما شاهد این هستیم که گاهی قدرت‌های بزرگ با متحدان امنیتی دوران گذشته خود درگیر می‌شوند.

در این میان به نظر می‌رسد اردوغان از یک سو به دنبال احیای ترکیه‌ای نزدیک به عثمانی است و از سوی دیگر البته رهیافتی مبتنی بر هیجان را در موازنه قدرت میان بازیگران فرامنطقه‌ای جستجو می‌کند. رویکردی که به دنبال آن از یک سو روسیه را تهدید می‌کند که از سر راه ترکیه کنار برود و از سوی دیگر غرب را تهدید به بازگشایی دروازه‌های ورود به اروپا برای چند صد مهاجر سوری و عراقی می‌کند.

♦ سپهر روسیه و ترکیه در ادلب

ایستادگی ایجابی مسکو در مقابل رویکرد هیجانی آنکارا سبب شد که ترکیه یکی به میخ بزند و یکی به نعل و شاید همین رفتارش نیز سبب شد که دستاوردی از نگاه به ناتو و آمریکا نتواند کسب کند. برآیند گفت‌وگوی اردوغان با پوتین و هیات مذاکره‌کننده روسیه در ترکیه نشان می‌دهد که آنکارا همچنان در محور روسیه-ایران-ترکیه باقی خواهند ماند. وزارت خارجه روسیه در بیانیه‌ای اعلام کرد که در مذاکرات انجام شده طرفین بر حفاظت از غیرنظامیان در داخل و خارج منطقه کاهش تنش تاکید کردند و از این رو به نظر می‌رسد که اگر همچنان توافق انجام شده میان روسای جمهور دو کشور در سوچی فصل و الخطاب باشد، ترکیه نمی‌تواند به بهانه‌ی مبارزه با تروریسم به گروه‌های مخالف خود در ادلب حمله کند و حملات نظامی با هماهنگی روسیه و تنها علیه النصره و داعش می‌تواند صورت پذیرد.

به هر حال باید توجه داشت که پس از پیدایش تنش‌ها میان مسکو و آنکار در ادلب، سرگی لاوروف وزیر خارجه روسیه در کنفرانس امنیتی مونیخ تاکید کرد که رابطه روسیه و ترکیه با وجود اختلاف‌ها بسیار خوب است؛ موضوعی که اردوغان نیز در نشست مونیخ در دیدار با همتای روس خود بر آن تاکید کرده بود. از سوی دیگر باید پذیرفت که میان سال‌های اخیر ترکیه میزبان سیل عظیمی از آوارگان به خاک کشورش بوده که حتما مشکلات ناشی از آن سبب می‌شود گاهی آنکارا به دنبال کسب امتیاز‌های بین‌المللی دست به تصمیم‌هایی هیجانی بزند.

البته در این میان این پرسش نیز وجود دارد که آیا آنکارا پس از ایجاد این همه هیاهو طی یک ماه گذشته، بدون هیچ درخواستی از مسکو به نقطه قبل بازخواهد گشت؟ به نظر می‌رسد پاسخ این سوال در دیدار احتمالی روز پنجشنبه و یا جمعه پیش رو میان پوتین و اردوغان مشخص خواهد شد که در شماره‌های بعدی در حوالی میدان سرخ به آن خواهم پرداخت.

نویسنده: احمد وخشیته، استاد دانشگاه ملی اوراسیا

منبع: روزنامه شرق

دیدگاه خود را بنویسید

Please enter your comment!
Please enter your name here