دیدبان روسیه: «فئودور میخایلوویچ داستایوفسکی» فرزند دوم خانواده داستایوفسکی در ۳۰ اکتبر ۱۸۲۱ به دنیا آمد. نام کوچک او در متون ترجمه شده به هر دو شکل «فئودور» و «تئودور» آمده است. وی در ۱۵ سالگی، وارد دانشکده مهندسی نظامی در پترزبورگ شد و بعد از فارغ التحصیلی، شغلی را در اداره مهندسی وزارت جنگ به دست آورد.

پدرش پزشک ارتش بود. مادرش زنی مهربان بود که یاد گرفته بود چگونه با صرفه جویی یک خانواده ۹ نفره را بگرداند. زایمان های متعدد، وضعیت نامناسب تغذیه و کار زیاد سبب شد او از پا درآید و به بیماری سل مبتلا شود. داستایوفسکی نوجوان بود که مادرش را از دست داد. پدر فئودرو و پسر بزرش را به مدرسه نظام در سنت پترز بورگ فرستاد تا در آنجا به تحصیل در رشته مهندسی بپردازند.

پدر در سال ۱۸۳۹ به دلیل نامعلومی توسط مستخدمش به قتل رسید و داستایوفسکی تنهاتر شد. تا سال ۱۸۴۳ در مدرسه مهندسی نظام ماند و تحصیل کرد. پس از فارغ التحصیل شدن تصمیم گرفت به مطالعه کتب روانشناسی و فلسفه بپردازد.

او توجه خاصی به عقاید زیگموند فروید داشت. همچنین زبان فرانسه را آموخت و به ترجمه رمان اوژنی گرانده، نوشته بالزاک پرداخت. با چاپ اولین ترجمه اش شور و شوقی در وجودش به وجود آمد و تصمیم به نوشتن گرفت. مدتی بعد برای کسب درآمد زندگی خود و خواهر و برادرانش، نویسنده مجله سنت پترزبورگ ژورنال شد. در سال ۱۸۴۶ اولین رمانش را با نام مردم فقیر به چاپ رساند.

این نویسنده ۲۳ ساله از همان ابتدا تراژدی جامعه روسیه را لابلای داستان هایش بیان می کرد. در سال ۱۸۴۹ به دلیل شرکت در محافل انقلابی و فعالیت علیه تزار نیکلای اول دستگیر و زندانی شد. سپس به سیبری فرستاده شد تا به بیگاری و کارهای سخت در شرایط بد آب و هوایی وادار شود.

داستایوفسکی خاطراتش را به عنوان یک زندانی در کتابی به نام خانه مرگ، در سال ۱۸۶۲ پس از آزادی از زندان نوشت. او در زندان به مطالعه تورات و انجیل پرداخت و تاثیر زیادی بر روحیه اش گذاشت. در سال ۱۸۵۴ از کمپ زندانیان آزاد شد و در سال ۱۸۵۹ توانست به سنت پترزبورگ بیاید و نوشتن را از سر بگیرد . او سپس با ماریا دمیتو یوناکانسنت ازدواج کرد. اما در ۱۵ آوریل ۱۸۶۴ در گذشت. در همان سال کتاب معروف خود جنایات و مکافات، و مکارباز را نوشت. وی با آنکه در فقر به سر می برد، یک منشی و تند نویس ۳۰ ساله به اسم آنا را استخدام کرد که بعدها این دختر شیفته وی شد و در ۱۵ فوریه ۱۸۶۷ با فئودور که ۴۶ ساله بود ازدواج کرد و صاحب ۴ فرزند شد .

آنا سر و سامانی در زندگی داستایوفسکی داد و با چاپ کتاب ها وضعیت مالی آنان بهتر شد. از سال ۱۸۷۳ تا ۱۸۸۱ برای چندین مجله داستان های کوتاه و دنباله دار می نوشت تا بتواند خرج خانواده را در بیاورد. در آن دوران کتاب یادداشت هایی از زیر زمین را نوشت و با سر و سامان گرفتن زندگی شان، به همراه همسرش به اروپا رفت و رمان ابله را نوشت. پس از دو سال به روسیه بازگشت و نوشتن را ادامه داد. سال ۱۸۷۷ خاطرات یک نویسنده را بر اساس تجربیات و دیدگاهش نسبت به جامعه نوشت. در سال ۱۸۸۰ رمان برادران کارامازوف را نوشت.

داستایوفسکی در سال ۱۸۶۶ میلادی، معروف ترین رمانش «جنایت و مکافات» را نوشت و در همان سال رمان «قمارباز» را نیز فقط در طول ۲۶ روز نوشت. «ابله»، «جن زدگان» و «برادران کارامازوف» از معروف ترین رمان های داستایوفسکی است. وی سرانجام در اوایل فوریه سال ۱۸۸۱ میلادی، در اوج شهرت و در اثر خونریزی ریه درگذشت.

در آن سال در سخنرانی پوشکین، در مسکو شرکت کرد و برای او مقالاتی نوشت و در جهان به شهرت رسید. آنا همسرش نیز در سختی ها و دشواری ها همراهیش می کرد. داستایوفسکی همه موفقیتش را مدیون آنا بود. فئودور داستایوفسکی در ۲۸ ژانویه سال ۱۸۸۱ در سن ۶۰ سالگی در خانه اش در سنت پترزبورگ چشم از جهان فرو بست. وی پس از مرگش به شهرت رسید و آوازه اش در ادبیات جهان همه گیر شد . از کتابهای معروف داستایوفسکی می توان به مردم فقیر، اشعار پترزبورگ، دهکده استفان چکوف، خواب عمو جان، زخم ها و توهین ها، خانه مرگ، جنایات و مکافات، قمار باز، جوانی، ابله، شیطان و برادران کارامازوف اشاره نمود.

♦ خانه موزه داستایوفسکی کجاست؟

خانه محل اقامت وی در شهر سنت پترزبورگ، که محل نوشتن رمان «برادران کارامازوف» نیز بوده را، با توضیحات همسر و نزدیک‌ترین دوستانش به همان شکلی بازسازی کرده‌اند که نویسنده در آن سکونت داشته است. در یکی از طبقات، موزه‌ای به فراخور شأن وی ساخته‌ شده تا گردشگران را با زندگی و آثار او آشنا سازد.

موزه که از دو سالن تشکیل شده، عبارت است از مجموعه‌ای از تصاویر، دست‌نوشته‌ها، کتاب‌‌ها و سایر ملزومات متعلق به نویسنده که با راهنمای صوتی اطلاعات فوق‌العاده‌ای را در اختیار بازدیدکنندگان می‌گذارد. ورودی آپارتمان را میزی تزئین کرده که «کلاه» نویسنده را در یک قاب شیشه‌ای محافظت می‌کند؛ تنها یادگار واقعی از لوازم شخصی وی.

اتاق نشیمن، اتاق کار داستایوفسکی، اتاق کار همسرش، اتاق بچه‌ها(که راهنمای صوتی و نوشته‌های راهنما قاطعانه بیان می‌کنند اطلاعاتی از آن در دسترس نبوده و اتاق بر طبق سنت آن بازه زمانی چیده شده است) هرکدام شامل اطلاعات ریز و جذابی است که گردشگر را گوش به زنگ و مشتاق نگاه می‌دارد. عادات نویسنده، غذاهای مورد علاقه، مسیر پیاده‌روی و حتی تکیه کلام‌های او، نکاتی هستند که دیده و شنیده می‌شوند.

بقایای کاغذ دیواری که زمان اقامت داستایوفسکی بر دیوار بوده، جایی در یک قاب شیشه‌ای قرار گرفته و نشان می‌دهد که جزئیات چه نقشی در برجسته‌سازی درک فضا ایفا می‌کنند.

 

دیدگاه خود را بنویسید

Please enter your comment!
Please enter your name here